الشيخ عباس القمي

26

يازده رساله ( فارسى )

جميع قبايح و نقايص مبرّاست ، و دروغ مصلحت‌آميز كه ما را رواست به‌اعتبار عجز ماست از دفع مفسده كلام راست ، و حق تعالى به عجز موصوف نمىشود و اين اجماع عقلاء است . و بايد دانست نيز كه هفت صفت است كه از حق تعالى بايد نفى نمود كه آنها را صفات سلبيّه و جلاليّه نيز گويند ، و آنها در اين شعر مذكور است : نه مركب بود و جسم نه مرئى نه محل * بى شريك است و معانى تو غنى دان خالق مركّب نيست ؛ يعنى اجزاى خارجيّه و ذهنيّه مثل سر و دست و پا و ماده و صورت و امثال اينها ندارد ، زيرا كه اگر جزو داشته باشد محتاج به آن خواهد بود در وجود خود ، و محتاج به چيز ممكن است ، پس بايد واجب‌الوجود ممكن باشد و اين محال است . جسم نيست ؛ زيرا كه اگر جسم باشد محتاج به جا و مكان مىشود و جا و مكان را او خلق مىكند ، پس بايد باشد در وقتى كه جا و مكان نباشد . مرئى نيست ؛ يعنى ديده نمىشود نه در دنيا و نه در آخرت ؛ زيرا كه حق تعالى جسم نيست و از براى او مكان و جهتى نيست ، و رؤيت اينها را لازم دارد . محلّ نيست ؛ يعنى چيزى در او قرار نمىگيرد و محلّ حوادث نخواهد بود و حالات مختلفه مانند سهو و نسيان و خواب و خستگى و لذّت و الم « 1 » و جوانى و پيرى بر او جارى نخواهد شد ، زيرا كه اتّصاف به‌اين عوارض همه دليل عجز و نقص است ، و حق تعالى از اينها منزّه است . بىشريك است ؛ يعنى يگانه است و خداى ديگر غير او نيست . و اين مطلب به بديهت عقل معلوم است كه نظام عالم و انتظام احوال آن بدون وحدت إله حاصل

--> ( 1 ) ( . الَم : رنج و درد . )